من موفق هستم

روانشناسی، آلفای ذهنی

من موفقم...
نویسنده : دارا حبیبی، Dara Habibi - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

دقیقاً از لحظه‌ای که مسئولیت زندگی را صددرصد به عهده گرفتم متحول شدم. دیگه نمی‌گفتم چرا سرم درد می‌کنه! می‌گفتم که چرا سرم رو درد آوردم... دیگه نمی‌گفتم فلانی اعصابم رو خرد کرد! می‌گفتم چرا اعصابم رو خرد کردم... دیگه نمی‌گفتم فلان غذا غذای بدیه! می‌گفتم چرا اون غذا رو بد می‌دونم... دیگه نمی‌گفتم ریاضیاتم ضعیفه! می‌گفتم چرا ریاضیاتم رو ضعیف کرده‌ام... یادم هست از اون لحظه به بعد دیگه دنیا و آدم‌های اطرافم رو سرزنش نکردم... چون می‌دونستم که همه چی از من شروع میشه و به من ختم میشه... به‌خاطر همین حسی که دارم خیلی موفقم... اعتماد به نفس زیادی دارم... هدفهای بزرگی تو سرم دارم و می‌دونم که به همه اونا می‌رسم... همه آفریده‌های خدا رو دوست دارم... به همه کس و همه چیز عشق می‌ورزم... می‌دونم که خدا عمیقاً دوستدار و پشتیبان منه... اون خیلی مهربونه... بهار رو دوست دارم... تابستون رو دوست دارم... پاییز رو دوست دارم... زمستون رو دوست دارم... من همه رنگ‌ها رو دوست دارم... من سرشار از تلاشم... هدف‌های مشخص و عالی دارم و برای رسیدن به اون‌ها تلاش زیادی دارم... من ثروتمندم... سرشار از سلامتی‌ام... سرشار از زیبایی‌... سرشار از اعتماد به‌نفس‌... سرشار از مهربانی و محبت... سرشار از شادی‌ام... سرشار از خلاقیتم... .

می‌دونم که با تلاشم، با ثروتم، با محبتم، با شادی‌ام خیر و برکت زیادی برای خودم و اطرافیانم به همراه دارم... از لحظه لحظه زندگیم لذت می‌برم... من بهترین‌ها را به زندگی خودم جذب می‌کنم... بهترین موقعیت‌ها... بهترین آدم‌ها... بهترین رفتارها... بهترین‌های دنیا... بهترین امکانات رفاهی... بهترین سفرها... بودن با کسانی که دوستشان دارم و دوستم دارند... من از زندگی خودم شاهکاری ‌می‌سازم... به یادماندنی و جاودانه... که گذشته‌ام در برابرش به زانو بیفتد... پس به راستی من موفقم... .

دارا حبیبی